کارآفرینانِ خودآفرین، این خط شکنان عرصه تحریم‌ها و فشارهای حداکثری، با به جان خریدن مخاطرات تولید در این جنگ اقتصادی، حلقه گمشده ما در جامه عمل پوشانیدن به این مهم اقتصادی یعنی «جهش تولید»‌اند.

 

یک ایده نو دارم… می‌خواهم کسب و کار خودم را داشته باشم… از کجا باید شروع کنم؟ پرسشی که شاید تا به امروز بارها از ذهن همه ما گذشته باشد. شاید هم همین امروز به آن رسیده باشید. عده زیادی تنها با رویای راه‌اندازی یک کسب و کار نو امروز خود را به فردا می‌رسانند. اما آیا همه این افراد موفق می‌شوند به رویای خود دست یابند؟ یا اگر هم به رویای خود برسند، می‌توانند از این نهال نوپا در برابر ناملایمات و فشارهای اقتصادی محافظت کنند؟

قطعاً تحقق این رویا آسان نیست. اما پیش از قدم گذاشتن در این مسیر باید بدانیم که هستیم و به کجا می‌خواهیم برسیم؟ می‌خواهیم چگونه باشیم؟ باید خود را به خوبی بشناسیم و به ابعاد وجودی خود آگاه باشیم. نقاط ضعف و قوت خود را بدانیم. آموزش ببینیم و مهارت کسب کنیم. باید خودآفرین باشیم! این پله اول است.

در واقع تا زمانی‌که خودتان استعداد درونی و علاقه‌های‌تان را پیدا نکنید نمی‌توانید محصول و یا ایده خلاقانه‌ای ارایده دهید که از دید دیگران پنهان مانده است. یا نیازی از بازار را رفع و یا حتی نیازی را ایجاد کنید که حاضر شوند محصول شما را بخرند.

می‌توان گفت قدم گذاشتن در مسیر خودآفرینی، آغازی است بر فرآیند کارآفرینی. فرآیندی که به وضوح جای خالی آن در عرصه اقتصادی ما احساس می‌شود. حال آنکه، کارآفرینان، بدون پیمودن مسیر خودآفرینی نمی‌توانند به کارآفرینی موفق بدل شوند. چراکه در این حوزه هدف تنها توسعه یک کسب‌و‌کار یا به‌کارگیری تعداد بیشتری از افراد نسیت، بلکه هدف شناسایی مبتکرانه جای‌ویژه‌ها و فرصت‌های مغفول مانده در مسیر تولید و در نهایت ارزش‌آفرینی است.

برای رسیدن به این هدف، نیازمند تحول دیدگاه‌ها نسبت به کارآفرینی هستیم. البته که کارآفرینی تنها محدود به تولید کالاهای فیزیکی نیست. نوآوری و خلاقیت را می‌توان از بهبود یا تسهیل روش انجام یک کار تا ارایه روش‌های نوین تولید آن هم در هر بخشی از جامعه و اقتصاد در نظر گرفت. به‌ویژه اینکه همواره کشور ما در معرض تهدیدها و مخاطرات گوناگونی بوده، داشتن نگاهی نو به شرایط و کشف فرصت‌ها از دل تهدیدها لازمه گذار از این بحران‌ها است. بحران‌هایی که ریشه در ناکارآمدی‌های درونی و فشارهای بیرونی داشته و مانع شکوفایی اقتصاد کشورو تحقق رشد اقتصادی‌اند.

لذا، کارآفرینانِ خودآفرین، این خط شکنان عرصه تحریم‌ها و فشارهای حداکثری، با به جان خریدن مخاطرات تولید در این جنگ اقتصادی، حلقه گمشده ما در جامه عمل پوشانیدن به این مهم اقتصادی یعنی «جهش تولید»‌اند. مسئله ما، مسئله تعامل و هم افزایی بین دستگاهی در فرآیند تسهیل مسیر کارآفرینی است. مسئله اصلی ما، خلاقیت و نوآوری است. و کارآفرین، با تمامی مخاطرات پیش رویش، منابع و فرصت‌های موجود را در اختیار خود گرفته و دربرهه حساس کنونی، کلید موفقیت ما در گذار از این مرحله خواهد بود. تنها کافی است روح کارآفرینی در فرهنگ و جامعه اقتصادی ما دمیده شود تا رویای رشد و توسعه ملی محقق گردد.