امروزه با گسترش میزان استفاده از شبکه‌های اجتماعی به‌ویژه ابزار پرطرفداری به نام اینستاگرام، بسیاری از افراد در امتداد نمایش روزمرگی‌های خود به‌عنوان شخصیتی اثرگذار، هدف مهم دیگری به اسم ساخت برند شخصی یا پرسنال برندینگ را دنبال می‌کنند.

همین ابتدای کلام باید گفت در این نوشتار، قصد ما از بررسی بلاگرهای شخصی، اینفلوئنسرهای تبلیغاتی نیست و هرگز به دنبال نقد ابعاد بازاریابی اقتصادی شبکه‌های اجتماعی نیستیم بلکه شبکه‌های اجتماعی را صرفا ابزاری رسانه‌ای می‌دانیم که در دسترس بودن، رایگان بودن و فراگیری آن، محیطی را برای یک بازاریابی گرم اجتماعی نیز فرآهم آورده است. در همین راستا روزانه می‌توان تعداد زیادی از افراد را مشاهده نمود که در جهت ساخت برند شخصی، محتوای بسیاری را به اشتراک گذاشته و در تلاش هستند هرچه بیشتر دیده شوند.

می‌توان گفت عمده محتوای تشکیل شده در این صفحات نیز از نوع آموزشی، مهارتی یا انگیزشی می‌باشد. همچنین در گفتگو با برخی از این افراد این‌گونه گفته می‌شود که هدف از راه‌اندازی صفحه مجازی، هرچه بیشتر شناخته شدن فرد در فضای مجازی با قصد نهاییِ شناخت بیشتر در جهان واقعی است.

در پی آن‌چه گفته شد چندین نکته مطرح می‌شود؛ اول آن‌که دیده می‌شود برخی از این افراد در جهت نیل به هدف نهایی خود یعنی ساخت یک برند شخصی، هزینه بسیاری پرداخت می‌کنند و حتی از مشاورانی در این مسیر کمک می‌گیرند و یا تلاش می‌کنند بهترین طراحان و تولیدکنندگان محتوای دیجیتال را به کار بگیرند.

دیگر این‌که حتی برخی از این افراد به دنبال بازخورد مثبت اقتصادی نیستند و شاید بهتر آن باشد بگوییم در پی پاسخ به نیازهایی همچون “دیده شدن” یا “خودشکوفایی” اقدام به چنین فعالیت‌هایی می‌کنند.

اما آن‌چه برای ما مهم تلقی می‌شود، یادآوری این نکته است که اینستاگرام یا هر شبکه اجتماعی دیگری صرفا یک رسانه یا ابزار ارتباطی به حساب می‌آید. اگر فرآیند ارتباط را متشکل از فرستنده، گیرنده و ابزاری برای ارسال محتوا بدانیم، شبکه‌های اجتماعی همان ابزاری هستند که حامل محتوا می‌باشند. نقطه مرکزی بحث ما آن جایی است که قرار است برند شخصی، کانون تولید محتوا قرار بگیرد. اینک آن‌چه که قرار است ساخته و پرداخته شود نمایشی از یک “شخصیت” است. مفهومی که حائز اهمیت بوده و دارای ابعاد مختلف می‌باشد. شخصیت، همان مفهومی است که در مقابل “فردیت” قرار گرفته و قرار است پردازش و بازنمایی شود. پس در یک تعریف ساده از شخصیت می‌توان حضور پر رنگ “دیگری” را حس کرد. به این معنا که شخصیت‌ها در ارتباط با دیگران ساخته و پرداخته می‌شوند.

اکنون می‌خواهیم دوباره بر این مسئله تاکید کنیم که شبکه اجتماعی اگر چه نام “اجتماعی بودن” را با خود همراه دارد و به حلقه‌های ارتباطی نیز گریز می‌زند؛ اما نهایتا یک رسانه است که ممکن است محدودیت‌هایی نیز داشته باشد. همچنین بهتر است به این نکته فکر کنیم افرادی که ما با آن‌ها سر و کار داریم، همان افراد جهان واقعی‌اند. حتی برخی اندیشمندان مفهوم “مجاز” را نفی کرده و معتقدند واقعیتی پشت جهان مجازی قرار دارد که سناریوی رخداد را مدیریت می‌کند.

حلقه‌های ارتباطی، یک واقعیت مهم در ساخت برند شخصی است. پرسنال برندینگ یا برند شخصی نیز بسیار متاثر از این حلقه‌ها می‌باشد. در مسیر برندسازی شخصی در نظر گرفتن شبکه اجتماعی به عنوان تنها ابزار برندساز، موجب می‌شود ما خیلی دیر به مقصود برسیم و یا هرگز به خواسته خود دست نیابیم.

در حقیقت با پیش گرفتن این استراتژی، هزینه‌های سرمایه‌گذاری شده در جهان گرافیکی مجازی خیلی گران تمام شده و موفقیتی را برای ما رقم نخواهد زد.  

به دیگر سخن باید گفت توصیه می‌شود برای ساخت برند شخصی می‌بایست به جهان واقعی توجه بیشتری داشته و محتوا را در واقعیت، تولید کرده و فقط در جهان مجازی به نمایش بگذاریم تا سخنان ناگفته‌ای که نیاز بوده در این مسیر مطرح شود، آن‌جا تکمیل کنیم.